30 شهریور 1394 - 14:26
خاطرات سفر به سن پترزبورگ و مسکو -2

خاطرات سفر به سن پترزبورگ و مسکو

د) محدودیت تنوع پایگاه ملیتی توریست ها در روسیه
برخلاف تنوع توریست ها در کشورهایی چون ایتالیا، چین، اسپانیا و حتی ترکیه و مالزی در روسیه یک واقعیتی که در همان روزهای نخست خود را آشکار می ساخت آن است که رویکرد ایدئولوژیک روسها در سیاستگذاری ها به حوزه سیاست گردشگری هم سرایت کرده و عمده گردشگران در روسیه از دو کشور چین و ایران بودند و یا کشورهایی بلوک شرق سابق که در نگرش غرب نادوستی باروسیه هم ذات پنداری داشته و دارند. برای مثال در صف بسیار طولانی دیدار از جسد مومیایی شده لنین رهبرانقلابی پرآوازه کمونیست های جهان می شد این عدم تنوع توریست ها در مقام مفایسه با صف توریستهایی از اقصی نقاط جهان که از آرامگاه مائو " درمیدان" تیان ان من" پکن و یا از مقبره گاندی در هند یا مقبره پاپ ها در ایتالیا دیدار می کردند، به وضوح مشاهده کرد.
در دیگر مکانهای دیدنی روسیه مثل موزه ارمیتاژ و میدان سرخ نیز در مقام مقایسه با ابنیه دیدنی کشوهای دیگر چون کلیسای ایاصوفیه در استانبول و یا برج های دوقلو در مالزی و تاج محل در اگرا هند و "اثارگئودی ارشیتکت بارسلونیایی" و "موزه سالوادردالی" در اسپانیا و کلیسای واتیکان در روم همچنان این واقعیت خودنمایی وسنگینی می کرد.
وجود نوعی همسویی در گفتمان روسیه، ایران و چین در نظام بین الملل و در جهت گیریهای خارجی شاید از دلایل محدودیت کمی و کیفی گردشگران به نسبت پتانسیل عظیم این کشورها باشد. رابطه سیاست وگردشگری اجتناب ناپذیراست. چنانچه پس ازتوافق 1+5 شمار گردشگران غربی در ایران که از زمان دولت یازدهم افزایش پیدا کرده بود ،ضرباهنگ تندتری پیدا کرده است.

2) بازاندیشی در پاره ای سیاست گذاری های غرب گریز
برتولدبرشت وقتی موفق به دیدارروسیه ، می شود در پایان دیدارازکعبه امالش می نویسد : " در روسیه حتی شکر برای شیرین کردن قهوه ام پیدا نکردم" تصویری زنده ازسردی و عبوسی و انزوای روسها در دورانی که در پس پرده آهنین در زیر فشار حکومت کمونیستی دست و پا می زدند ترسیم می نماید، اما حالا توریست ها تفاوت های معناداری رادرروسیه مشاهده می نمایندکه بسیاری از تصویرهای ذهنی آنها رادر هم می ریزد.
برای نمونه تردد خودروهای بسیار لوکس وگرانقیمت در مسکو و تبدیل این شهر به سومین شهر ثروتمند دنیا پس از دو شهر غربی نیویورک و لندن شگفتی هرتوریستی را بر می انگیزد و نشانگر آن است که بین آن تفریط ترسیمی برتولدبرشت تا مسکوافراطی سال 2015 چه شکافی وجود دارد. خودروهای شاسی بلند و لیموزین های متعدد و دو طبقه در مقابل هتل دست کم برای دقایقی همه همسفران ما را مجذوب و مبهوت عظمت خود کرده بود و باور نمی کردند این خودروها را در کشوری که هفت دهه داعیه دارحمایت از پرولتاریا و اندیشه بربرای خواهانه کمونیسم بوده است، می بینند.
این تنها یک نمونه از چرخش روسها از غرب ستیزی افراطی به غرب آگاهی یا غرب گرایی روسها به شمار می رود. آمد و شد خانمهای روسی بلندبالا وپری چهره با لباس های غربی از دیگر مثالها بود و من به راستی نمی دانم و نمی خواهم که از زاویه رومانهای روسی به داوری درباره روسها بنشینم که آیا برای نمونه وجود خواننده زن در کشتی توریستی بر روی رودخانه نوا و یا حرکات موزون دخترکان جوان در کنسرت "ناشنال دنس" را هم می توان نمادی از رسوخ فرهنگ غربی در جامعه شرقی و انقلابی روسها تلقی کرد؟
با فروپاشی شوروی گرچه عناصر دیرپای فرهنگ سیاسی به سرعت قابل تغییر نبود ولی به وضوح می توان نمادهایی از چرخش آرام سیاستگذاری در روسیه مانند بازسازی ابنیه و کلیساها مشاهده کرد.
با توجه به همانندیهایی درتجربه سیاسی بین ایران، روسیه و چین که هرسه تجربه انقلاب را پشت سرگذرانده اند بنابراین درک رفتار روسها برای چینی ها و ایرانی ها دشوار نیست و اتفاقا توریست های ایرانی و چینی بیش از هر توریست دیگری به اهمیت تغییراتی که در بازنگری های روسیه در آرمان های انقلابی خود صورت داده بودند، توجه می کردند .مانند شعبه های گسترده "مکدونالد" که نماد انگاره ها و فرهنگ نشاندار امریکایی در دنیا است و شعبه های "ساب وی " نشان از آشتی گریزناپذیر روسها با فرهنگی است که آهنگ جهانی سازی دارد.
از قراین چنین به نظر می آید سیاستگذاران ایرانی هم رغبت ناگقته بیشتری برای سفرتوریست های ایران به روسیه در مقایسه با اروپا دارند چون توریست های در بازگشت از روسیه دچار "بحران معنا و توقع " در زندگی نمی شود و حداکثر زیر سیطره جاذبه دیدن مترو و جسد مومیایی لنین و موزه ارمیتاژ قرار می گیرد برعکس برخی از توریست های ایرانی که در بازگشت از سفر از کشورهای غربی دچار بحران انتظار و توقع می شوند و مطالباتی از نوع مدیریت شهری، تکریم انسانی وخدمات رفاهی فزاینده پیدا می کنند و برناسازگاری محیطی آنها افزوده می شود.

3)اوضاع اجتماعی - فرهنگی روسها از نگاه گردشگران ایرانی
یکی از پرسش های پرتکرار از مسافران به روسیه در هنگام بازگشت از سفرپرس وجو درباره خوراکی ها و کیفیت غذا در روسیه است:
الف)غذا و خوراکی
ذائقه بسیارنزدیک ایرانی ها به همسایگان روسی این سفر را دلنشین می سازد. استفاده گسترده روسها ازسیب زمینی ومرغ مطلوب بسیاری ازتوریست هاایرانی واقع می شود.
درمرکزتجاری گوام واقع درمیدان تاریخی سرخ مسکو هرتوریستی می تواند خاطره خوشمزه ترین بستنی زندگی خودراتجربه کند. در چند روز اقامت فرصتی دست داد که از چند فروشگاه بزرگ مشابه " هایپراستارهای" ایران دیدن کنیم. به علت دهکده جهانی شدن دنیا شاید کمتر خوراکی در آن فروشگاه به چشممان آمد که پیش از آن ندیده و یا نخورده بودیم البته ناگفته نماند در غرفه مربوط به نوشیدنی های ممنوع به علت بی تجربگی محض، در تردید خنده آوری قرار گرفتیم که آن بطری های لوکس مشروب است یا شیشه عطرهای گرانقیمت خوش استیل؟!
در گوشه و کنار شهر هم اغذیه فروشی های غربی مانند مکدونالد وجود داشت تا نیاز برخی از توریست ها را برآورده نماید. تقریبا همه میوه هایی که توریست ها در روسیه می خورند را می توان در ایران یافت ولی خوشمزه ترین آنها نوعی گلابی قهوه ای رنگ بود که مزه متفاوت و در یاد ماندنی داشت گرچه یارای رقابت با تنوع میوه های عجیب و غریبی که در مالزی تست کرده بودیم را نداشت. نحوه عمل آوری برخی سبزیجات و عرضه آن در فروشگاههای بزرگ هم جالب بود برای نمونه کاهوهاپی پیچ در پیچ گلخانه ای روسی را با ریشه در داخل ظرف های گلدانی شکل کوچک در فروشگاه عرضه می کردند.
به علت فشردگی برنامه ها و گستردگی جاذبه های دیدنی روسیه کمتر برای توریست های ایرانی، امکان رفتن به رستوران ویژه و خوردن غذای های خاص روسی مانند"بیف استراگانوف"، گویل اورلوف"، "اوخا"، و... فراهم می شود و در صورت فرصت آنگاه برای افراد مقید و مذهبی موضوع محصولات حلال پیش می آید که خیلی کم در مدت اقامت کوتاه مدت خود با آن مواجه شدیم اما در فروشگاههای شبه" هایپراستار" یک بخش آن به ارائه غذاهای آماده و گرم مانند "چیکن کیف، انواع ماهی و..." اختصاص دارد که توریست های ایرانی مطابق ذائقه و البته لحاظ باورهای مذهبی می توانند از آن استفاده نمایند و اگر درباره ذبح آن تردید دارند همان بهتر که از غذاهای آماده ایرانی که همراه خود به سفر می برند استفاده نمایند.

ب)وضعیت هتل ها ی توریستی در روسیه
در مقام تطبیق با هتل های دیگری که تجربه آن را در ذهن داشتم برای نمونه هتل شیک و لوکس "ماریوت هتل" در شانگهای چین یا هتل "اینتری این" در دهلی نو و ... هتل های روسیه چه در سنت پتربورگ و چه در مسکو بس حقیر، سرد و گاه فاقدامکانات مورد نیاز و اولیه گردشگران بود و بیشتر به مهمانخانه ای بین راهی شبیه بود. اکتفا به گذاشتن صابون و شامپو و سشوار و یک" هیتر " در هتل "پارک این " که آن هم در هتل " الفای مسکو" جای خالی آن را احساس می کردیم. نبودن مسواک، خمیردندان، شانه، کاور مو در سرویس بهداشتی و نگذاشتن دستمال کاغذی، پکیج نخ و سوزن، دمپائی"تی بگ "و از همه شگفت انگیزتر نبود بطری آب معدنی و... همه وهمه نشان میداد که روسها تا پیمودن تجربه معاشرت با دنیا و فهم و درک جایگاه گردشگری در مقام سومین صنعت درآمدزای دنیا و تاثیر آن در توسعه و حفظ پرستیژ روسها در دنیا فاصله ای طولانی دارند.
در هتل "پارک این" در سن پتربورگ در نخستین روز ورود برای پیدا کردن رستوران برای صرف صبحانه نه چندان دلچسپ آن، یک دور گیج کننده و خنده آوری در هتل زدیم، چه به گونه شگفت آوری محل صبحانه خوری در قسمت دور و غریبی از هتل واقع شده بود.
صبحانه هتل در مقام مقایسه با هم ستاره خود در کشورهایی که پیش از آن دیدن کرده بودم، فقیرانه و ممسکانه به نظر می آمد، تنوع لازم را نداشت. فقط چند میوه را به مقدار کم و قاچ زده در اختیار قرار می دادند که حالتی ناخوشایند داشت ولی شیرینی های آنها بسیارخوشمزه و با ذائقه ما همخوانی داشت. در مسکو "هتل الفا" هتل محل اقامت گروه ما، درخیابان اسماعیل اوف واقع شده و موقعیت سوق الجیشی مناسبی به لحاظ واقع شدن در چند متری ایستگاه مترو، پاساژی با بوتیک های مناسب و بازارچه محلی و یک اغذیه فروشی بزرگ داشت. یکی از چند سوپر مارکت کوچک اطراف هتل را خانم زیباروی مسلمان روزه داری به نام سعیده اداره می کرد که تحسین و دلسوزی ما برای روزه داری بیست ساعته او از 1نیمه شب تا 9 شب فردا را برمی انگیخت. آن انسان فرشته خو کمک های موثری به ما با آن زبان شیوای فارسی می نمود نمونه یک آدرس دهی او با خنده شیرینی بر لب این چنین بود: "بروید در خفای هتل، درون تر ودرون تر به مغازه می رسید."

ج)سوغات و مراکز خرید روسیه
بدیهی است کشوری به وسعت روسیه که تقریبا به اندازه یک قاره وسعت دارد تنوع سوغات هم دارد ولی عمدتا توریست ها، ماتروشکا، لباس ها ی گرم زمستانی و تجهیزات کوهنوردی و"شاه زنگ " را با خود به سوغات می برند و صد البته مثل همه مراکز توریستی دنیا، سرکلیدی هایی از همین عروسک "ماتروشکا"، لیوان و قاب بشقاب های از تصاویر میدان سرخ و دیگر مراکز دیدنی روسیه را می توانند با خود به ارمغان ببرند. عروسک ماتروشکا در ظاهر یک آدمک چوبی است ولی وقتی آن را از نیمه جدا کنید درون آن چند عروسک چوبی دیگر هست با تصویر دخترکانی سنتی و زیبا و خرید آن سبب می شود در بازگشت از سفر جلوه زیبایی به منزل و محل کار شما ببخشد و هدیه دوست داشتنی است برای آنانکه دوستشان دارید.
به اقتضا رشته تحصیلی و تدریسی ام افزون برخرید عروسک ماتروشکا، عروسک پنج گانه تو در توئی از لنین، استالین، برژنف، خروشچف و پوتین خریداری نمودم. درخرید این سوغات آنچه توجه مرا به خود جلب کرد آن که با همه نگاه حذفی و پرخاشگرایانه ای که از مولفه های عمومی انقلابهاست و در فرهنگ روسها هم رسوب کرده اما آنها درساختن این عروسکهای شبه ماتروشکایی تودرتو، پنج سیاستمداری که از انقلاب 1917 بر سرنوشت روسیه تاثیرگذار بوده اند را با وجود خاستگاههای متفاوت فکری تو در توی هم قرارداده بودند.
در مراکز خرید برخی اجناس با بهایی فوق تصور عرضه می شد و همین امر روسیه را به کشوری گران برای توریست ها تبدیل کرده است ولی بالاخره می توان درگرانترین جاهای دنیا هم خریدی در وسع خود نمود. در سن پتربورگ در فروشگاهی موسوم به "لتو" موفق به خریدن چند جفت کفش اسپرت شدم و از خجالت کفشی که نابهنگام پاره شد خلاصی یافتم.درآن پاساژ قیمت ها بالنسبه مناسب بود و در مسکو از حسن تصادف دقیقا در مجاورت هتل "ا لفایی "که ما در آن مستقرشدیم یک پاساژی واقع شده بود که محصولات بهداشتی و آرایشی مارک و برندهای معروف چون " پوما" و "ری بوک" و "زولا" داشت و به برخی از آنها " اف " مناسبی هم خورده بود. و نیم روزی از این طبقه به آن طبقه پاشاژ به" خریددرمانی "مشغول بودیم .
روزی که در بازارچه کوچک ولی متنوع خیابان "اسماعیل اوف" در مسکو از این غرفه کوچک به آن غرفه سرمی زدیم پوشاک سنتی روستائیان روسیه را هم دیدیم ولی آنها پشمی و بسیارگرم بودند که برای آب وهوای ایران هیچ مناسبتی نداشت و از خرید آن چشم پوشیدیم و شنل های روسی که زنان روس آن را از سر می پوشند و به آراستگی آنها کمک می کند در آن بازرچه کم و البته خیلی گران قیمت بود که باز ما را از خرید منصرف کرد.
از مراکز مشهورخرید در مسکو مثل مرکز خرید اورپتسکی، مرکزخرید ایکا، دتسکای میر، گورود، تی اس.یو.ام، آتریوم، مانژو... ما فقط مرکزتجاری "گوام" از بزرگ ترین مراکزتجاری روسیه که ازپایان قرن نوزده (1893) در میدان سرخ قرارگرفته دیدن کردیم و البته فرصتی برای خرید از بوتیک های گرانقیمت آن پیدانکردیم ایرانی ها معمولا به خیابان آربات " که گوئی روزگاری محل آمد و شد اشراف روسی بوده است"برای خرید می روند ولی گروه چهارنفره ما ترجیح داد برای سومین بار به میدان سرخ برودو بخت خود را برای دیدن مومیایی لنین بیازماید.که این باربخت با ما یار شد.
واحد پول روسیه روبل است که درتیرماه 1394 که ما در روسیه بودیم تقریبا هر100 روبل معادل آن 6000 تومان می شد.

اوضاع فرهنگی شهرهای توریستی روسیه


مذهب رسمی روسها مسیحیت ارتودوکسی است. مذهب یکی از مبانی پایه ای هویتی در روسیه درگستره تاریخ آنها بوده است و مانند بسیاری دیگر از امپراطوری کهن و پهناور یکی از راههای نگاه داشت اراضی پهناور و چندگونگی قومی حفظ انسجام سیاسی - اجتماعی با ملاط باورهای مشترک مذهبی بوده است و سیاستگذاران عامدانه بر علائق و باورهای مذهبی تاکید می نمودند. شاید این راز و رمز تعدد کلیسا در روسیه ای باشد که از خلال ادبیات سیاسی ادبای نامدار روسیه برمی آید که چندان انسان های باورمند به جهان ماورالطبیعه نبودند و این خواست های حکومتگران آنها بوده که با القااشتراک مذهبی درجامعه پلورال روسیه همسان سازی مذهبی نمایند. امروز قریب به سه چهارم جمعیت 140 میلیونی روسیه ،دست کم در ظاهرمسیحی ارتدوکسی محسوب می شوند و دومین جامعه دینی در روسیه مسلمانان روسی هستند که به لحاظ پراکندگی جغرافیایی بیشتر در قفقاز، بخش میانی ولگا، اوستیای شمالی و داغستان پراکنده شده اند.
در دومین دهه انقلاب کمونیستی در روسیه یعنی ازسال 1927 خط مشی دین ستیزی شدیدی در سرخط سیاستگذاری حکومت روسیه قرارگرفت. مدارس دینی تعطیل و بسیاری از مساجد به بهانه "گذشته زدایی وازبین بردن نمادهای خرافی و کهنه " تخریب و آهنگ آموزش های الحادی شدت یافت. نگارنده در سفر به نخجوان از تغییر کاربری یک مسجد به مزون لباس و تبدیل دوباره آن به محل نیایش و عبادت مذهبی دیدن نمودم.
دو شهرتوریستی سن پتربورگ و مسکو" دوشهرفدرالی" روسیه به حساب می آیند. زبان روسی یکی ازشش زبان رسمی در سازمان ملل است که در حدود "60 الی70 درصد از اطلاعات جهانی به زبان های روسی وانگلیسی منتشرشده اند.
شاید یکی از نشانگان فرهنگی هویت روسها را نویسندگان و ادیبان نامدار روسیه و ادبیات سیاسی پرآوازه آنها شکل داده باشد. روسها در شکل گیری ادبیات جهان سهمی ارزنده و غیر قابل انکار دارند که الکساندر پوشکین "شکسپیرروسیه" که توریست ها بارها اسم او را در این سفر از زبان تورلیدرها می شنوند یکی از تاثیرگذارترین وبنیان گذارادبیات مدرن روسیه درعصری که به "عصرطلایی شعرروسیه" شهرت یافته، به شمارمی رود.
بی گمان توریست های ایرانی در روسیه که با ادبیات فاخر روسیه آشنایی دارند از بدو ورود تا لحظه های خروج از روسیه از جاذبه نشانه ها، شخصیت های داستانی و فضا و رابطه هایی از آنچه آنتوان چخوف، ماکسیم گورگی، ایوان تورگنیف، به ویژه رمان نویسان جهانی روسی "فئودورداستایوفسکی يا"لئو تولستوی" در آثار خود توصیف نموده اند ، رهایی نمی یابند. پیش از سفر به روسیه و از روزنه همان ادبیات داستانی روسیه خوانده بودم که دستمایه هایی از طنزپردازی و بذله گویی و لطیفه پردازی در زبان روسی وجود دارد و بدیهی است با توجه به این که روسی نمی دانستم به هیچ نمایش روسی هم نرفتیم صحت وسقم آن برایم مقدرونشد. و در همان حیطه ذهنیت باقی ماند.
اوضاع اجتماعی روسیه ازنگاه گردشگران
روسیه برپایه سرشماری سال 2010 با 142،208،905نفر در نهمین رده جمعیتی دنیا قرار دارد .رشد جمعیت روسیه منفی شده و جمعیت روسیه رو به پیری گذاشته است .مسکو "سومین شهرمیلیارد نشین "جهان است و برخی از میلیاردرهای روسی شهرت جهانی دارند.
گرچه یک توریست در چند روز اقامت نمی تواند استنباط دقیق و ژرفی از اوضاع اجتماعی روسیه حاصل کند و در واقع چنین هدفی را هم توریست ها دنبال نمی کنند اما آنچه در نگاهی گذرا و توریست وار می توان دریافت که روسها که سالهای سال در زیرذره بین پلیس مخوف روسیه "کا گ.ب" روزگار را به سربرده اند همچنان ازگفت وگو با توریست ها و حتی عکس گرفتن با آنها امتناع می نمایند و دلهره دارند. تلاش ما برای عکس گرفتن با دخترکان زیباروی روسی کمتر منجر به نتیجه می شد و این در حالی بود که در سفرچین پدر و مادرهای چینی از این که با کودک یا خود آنها عکس بگیریم ذوق کرده و سپاسگزاری می نمودند.
در تداوم همان دنیاگریزی آنها، هیچگونه استقبال ویژه ای از توریست ها در فرودگاه یا در هتل از سوی این مردم ترشروی مغرور صورت نمی گیرد در حالی که در سفر به هند با حلقه گل رنگارنگی به استقبال توریست هامی آیند و بی نهایت با گردشگران خوش رفتاری می نمایند. روسها بدرفتاری نمی کردند ولی به ندرت و با احتیاط لبخند می زدند درست عکس آنها تاجیک ها، ازبک ها و کسانی که در روسیه به آنها کله سیاه ها می گویند و اغلب در شغلهای خدماتی مشغول به کار بودند برای گفت وگو و احیانا کمک به توریست های ایرانی اشتیاق نشان می دادند .
حتی در اتوبوس توریستی بلندگو را ثابت کرده بودند که کسی آن را در دست نگیرد و احیانا ترانه ای نخواند. موسیقی در اتوبوس پخش نمی شدو ترجیح می دادند همه با سکوت عظمت آنچه را در روسیه بزرگ مشاهده می نمایند، ستایش نمایند.

در کنار آبهای جزیره واسیلی در سنت پتربورگ عروس و دامادهای جوان روسی را می دیدیم که با سادگی هرچه تمامتر با فقط چند همراه به کناررود می آمدند و طی یک مراسم ساده ای جام شراب خود را می شکستند و چند عکس می گرفتند و سریع می رفتند و احیانا اگر به تور یک راهنمای ایرانی شیطان برمی خوردند با گفتن عبارت "گورخا " درحضور توریست ها همدیگر را می بوسیدند.
"لبخندزدن ممنوع " گوئی این یک تابلوی حک شده در ذهن هر روسی است. در همه سفرهای خود این قدر با این همه آدم جدی روبرو نشده بودم و چه دنیای کسالت آوری دارند این آدمهای جدی غالبا مغرور.
مردم عبوس و ترشروی روسی اما جشنی در اولین روز آوریل به نام روزه خنده یا "روزاحمق " دارند که به هرچیز جالب و مسخره می خندند. علت این نامگذاری به روز احمق نمی دانم چه فلسفه ای در زبان روسی دارند ولی آنچه از ظاهر آن برمی آید همین روز را هم که به خنده و شادمانی اختصای داده اند را احتمالا فعلی حماقت آمیز تلقی می کنند.
برنامه تلویزیون روسیه که در هتل می دیدیم و از آن طریق می شد اندکی از اوضاع اجتماعی روسیه سردرآورد، محتاطانه بود و دست کم ما تصویر هوسبازانه ای در آن ندیدیم. به نظر می رسید نوعی روحیه ضدنشاط وسرگرمی و شادی در روسیه نهادینه شد ه و ارزشمند و به هنجار تلقی می شود. ناگفته نماند حضورتن فروشان زن در ورودی هتل شخصا برای من آزاردهنده و رقت آمیز و اگر یکی از همسفران خانم توجه مرا جلب نکرده بود نمی دانستم این کارت سلامتی که در دست اوست چه کاربردی دارد و اساسا چرا آن زنان غم زده به آن شکل چندش آور در ورودی هتل ایستاده اند.
خانم های روس خیلی بلند و بالا ، زیبا و شیک پوش بودند. شاید به دلیل آن که عمده ماههای سال بدنشان به خاطرسردی هوا پوشیده است و آفتاب کمی بر آنها می تابد صورت های آنها خلاف زنان اروپایی بدون لک بود شمار افراد مسن روسی در جاهای مختلف به گونه حیرت آوری کم بود یا به چشم ما نیامدند.
عدم تسلط بر زبان انگلیسی یا آشنایی ناکافی با این زبان حتی" رسپشن های" هتل و عدم ارائه کافی نقشه هایی که بتوان از آن طریق موقعیت ها را در آن یافت از دشواری های این سفر بود که باید با تدبیر و زیرکی آن را پشت سرگذرانید. در سنت پترزبورگ وقتی از رسپشن خواستیم که لطفا موقعیت هتل را در نقشه مشخص نمایید اظهارداشت در این نقشه هتل وجود ندارد چون هتل در بیرون شهر است ولی ما مشکلمان را این گونه حل کردیم که ازحسن تصادف چون هتل ما نزدیک به فرودگاه بود ما ازمصاحبت مهمانداران خوش منظر روسی که تسلط بهتری به زبان داشته بهره برده و سوالهای متعدد خود را از "رسپشن "به واسطه آنها می پرسیدیم .خلاصه آن که از حدود 125 کلمه و اصطلاح روسی که برای حرف زدن آماده کرده بودیم در هنگام صحبت با این مردم مصاحبت گریزتنها به "سپاسیبا "به معنای تشکر اکتفا نمودیم تا شاید وقتی دیگر و در سفری دیگر با یادگیری زبان روسی این قفل را از این مردم مغرور زیبا و ساکت باز نماییم.
سفر به روسیه از جهاتی با روحیات انقلابی و مذهبی برخی از هموطنانان ما سنخیت بیشتری دارد و از این جهت این سفر برای برخی از تیپ های مذهبی که نگران اثرپذیری دختر و پسران در آستانه بلوغ یا بالغ خود از بی بندوباری هستند و در عین حال مایل به سفرخارجی یا مجبور از آن می باشند، قابل توصیه به نظر می آید. روسها همچنان میراث خوار تفکرشرقی و انقلابی مبنی برنهی ونکوهش لذت جویی می باشند و خوشگذرانی را در شان انسان انقلابی که آرمانهای بزرگ جهان وطنی چون رهایی رنجدیدگان جهان از زیر سیطره هوسبازان و سرمایه اندوزان در مخیله می پروراند، نمی دانند و بنابراین صحنه های چون بوسیدن زن و مرد و نیمه عریانی در مسیرهای منتهی به دریا که در سفرترکیه و اروپا امری متعارف است در روسیه به چشم نمی آید یا دستکم به چشم نگارنده نیامده است.
افزون برآن با توجه به سردی هوا و محدودیت گردشگری ساحلی در روسیه این سفر برای خانواده های مذهبی بزرگ شده در ایران پس ازانقلاب اسلامی و ماهواره ندیده، کمتراسترس آور است.
در روسیه فکر می کردم با بغض و ترشرویی به روسهایی نگاه کنم که در قرن 19 هفده شهر قفقازیه را از پیکره ایران جدا ساختند و به تعبیر رکسانه فرمانفرمائیان در کتاب جنگ و صلح در دوره قاجار باز پس گرفتند اما وقتی در خاک روسیه پاگذاشتم درکمال ناباوری آن بغض و تنفر تا اندازه ای رنگ باخت. . و احساسی دشمن بداندیش بدخواه و شوروی ترسی حاصل از فضای دیکته شده مک کارتیسمی، که تاقبل ازسفرروسیه در ذهن من تاریخ خوانده و روابط بین الملل تدریس نموده جولان می داد، آرام آرام تعدیل شد.
برخی از منتقدان هانتینگتون یکی از انتقادهایی که به تئوری "برخورد تمدنهای " او می نمایندآن است که "تاریخ به مانشان داده است که آنچه بین تمدن ها اتفاق می افتد، جنگ یا رویاروئی نبوده است بلکه صلح و تاثیرگذاری بوده است". با وجود نفرت انباشته از روسهای متجاوز و بهره کش به خاک میهنم وتحمیل قراردادهای تحمیلی گلستان و ترکمانچای ،دراثنا سفر بیشتر متوجه اشتراک ها در دو فرهنگ روسی و ایرانی شدم. شاید ذهن من پیشاپیش مشمول چنین واقعیت گریزناپذیری شده بود که پژوهشگران پیش بینی نموده اند که "درآینده قابل پیش بینی، هیچ تمدن جهانگیری وجود نخواهد داشت بلکه دنیایی خواهد بود با تمدن های گوناگون که هریک ناگزیراست همزیستی با دیگران را بیاموزد.

 

*استادیار گروه روابط بین الملل دانشگاه

www.dr-vaez.ir

عکس ها از اعظم واعظ شهرستانی

ارسال نظر جدید


نظرات کاربران
نظری برای این مطلب ارسال نشده است.